X
تبلیغات
ادبيات مقاومت از ديدگاه شاعران معاصر - ادبيات مقاومت و پايداري در ادبيات معاصر
بررسي ادبيات مقامت و نمود هاي آن در ديدگاه شاعران معاصر

تأمل و تحقیق در حوزة شعر و ادبیات پایداری و تبیین ابعاد گوناگون دفاع مقدس ملت ایران با بهره‌گیری از زبان گویای هنر (به‌خصوص ادبیات) یکی از ضرورتهای انکارناپذیری است که متأسفانه تا به امروز آن‌گونه که درخور این این ر‌ُخداد عظیم تاریخی است، مورد توجه جد‌ّی‌‌ِ هنرمندان و اصحاب قلم قرار نگرفته است.‏
آثاری که توسط شاعران و نویسندگان پایداری (چه در زمان وقوع حادثة جنگ و چه بعد از آن) خلق شده است، حجم کمی نیست، ولی در اینکه این آثار تا چه حد توانسته در ابهام‌زدایی از این واقعه، رفع شبهات، روایت و ثبت حماسه‌‌ها، و به تصویرکشیدن و ماندگاری این ر‌خداد شگفت تاریخی موفق باشد، جای بحث و تأمل فراوان دارد!

اهتمام جد‌ی در پرداختن به شعر و ادبیات پایداری، ارائة تعریفی دقیق و قابل استناد، تبیین مؤلفه‌های آن، و کالبد‌شکافی و آسیب‌شناسی این‌گونة ادبی، یکی از ضرورتهایی است که بی‌اعتنایی به آن می‌تواند تبعات جبران‌ناپذیری برای نسل امروز و فردای انقلاب به همراه داشته باشد.
اگر امروز ما با بهره‌گیری از ابزار هنری و زبان گویای هنر (به‌خصوص شعر و داستان) در صدد به تصویرکشیدن حماسه‌های جنگ و ثبت لحظه‌های ماندگار دفاع مقدس نباشیم، بدون شک بخش عمده‌ای از هوی‍ّت مل‍ّی و تاریخی خویش را به دست فراموشی سپرده‌ایم. از همین رو بر اصحاب قلم فرض است که از این پس با دغدغه‌ای جد‌ّی‌تر به این مهم اهتمام ورزند تا حقانی‍ّت دفاع هشت سالة ملت ایران در ذهن نسل پرسشگر آینده مورد تردید و انکار قرار نگیرد.
1- دبیات پایداری، جلوه‌ای حماسی از هنر و ادبیات موعود است
ما به‌عنوان یک انسان مسلمان که بهره‌ای از هنر داریم، چشم به آیندة موعود دوخته‌ایم. آینده‌‌ای که خورشید مهدوی‍ّت در آسمان جهان می‌درخشد و مستضعفان به وراثت زمین برگزیده می‌شوند. بنابراین "هنر و ادبیات" ما باید از هم‌اکنون چشم به افق این آیندة موعود بدوزد و هنرمندان ما برای رسیدن به قاف کمال چنین آیندة روشنی، کمر هم‍ّت ببندند.
از این منظر، می‌توان گفت که "هنر و ادبیات پایداری"، جلوه‌ای حماسی از هنر و ادبیات موعود است.
فلسفه هشت سال دفاع مقدس ملت سربلند ما نیز چیزی جز زدن م‍هر تأیید بر روی این ادعای روشن نبود، که ما با اقتدا به سرور و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین(ع)، نه ظلم می‌کنیم و نه زیر بار ظلم می‌رویم، و راز و رمز پایداری و استقامت درخشان "عاشورا مردان" این مرز و بوم نیز در طول این هشت فصل عشق، ایمان و اعتقاد راسخ به حقانی‍ّت این راه نورانی بود.‏
ما ایستادیم تا به مستضعفان جهان ج‍ُرأت و شهامت "نه" گفتن به قدرتهای استکباری و شیطانی را بیاموزیم. ما ایستادیم تا به انسان بیاموزیم که "آزادی" گوهر نایابی است که تنها با ایثار جان به دست می‌آید. ما ایستادیم و در کوره‌های جنگ آبدیده شده‌ایم تا فرزندان ما در فردای تاریخ آزاد و سربلند زندگی کنند و با شبچراغ ایمان، خیمه‌های کفر و ظلمت و پلشتی را در سراسر گیتی به آتش بکشند:‏


"تو چرا می‌جنگی؟"
پسرم می‌پرسد:
من تفنگم در مشت
کوله‌بارم در پشت
بند پوتینم را محکم می‌بندم
مادرم
آب و‌آیینه و قرآن در دست
روشنی در دل من می‌بارد
پسرم بار دگر می‌پرسد:
" تو چرا می‌جنگی؟"
با تمام دل خود می‌گویم:
"تا چراغ از تو نگیرد دشمن"
محمدرضا عبدالملکیان

 

و بدین‌گونه بود که فصل جدیدی در ادبیات معاصر به نام "ادبیات مقاومت و پایداری" گشوده شد.

2 ‏‏ - رسالت بزرگ اصحاب قلم

مبادا خویشتن را واگذاریم
امام خویش را تنها گذاریم
ز خون هر شهیدی لاله‌ای رست
مبادا روی لاله پا گذاریم
قیصر امین‌پور

هر چند سخن گفتن از ا‌ُسوه‌های عشق و ایثار و شهادت، و ا‌ُسطوره‌های جوانمردی و هم‍ّت، سخن گفتن از مردان سبزی که در "هشت فصل عشق"، بر وجب به وجب خاک این مرز و بوم، م‍ُهر "کربلا" زدند و هم‌اکنون نیز یاد و خاطرة سبزشان همچون نسیم بهشت بر مشام جان ما دلشدگان غریب می‌وزد، کار حسرت نصیب خزان‌زده‌ای همچون من (که از قافلة سرخ شهادت جا مانده‌‌ام) نیست، ولی از آنجا که حفظ آثار و ارزشهای هشت سال دفاع مقدس، وظیفه‌ای است که بر دوش یکایک ما سنگینی می‌کند، رسالت بزرگ همة "اصحاب قلم" در شرایط حس‍ّاس کنونی، تلاش در مسیر تحق‍ّق این آرمان بزرگ و مقدس است، زیرا آنچه م‍ُسل‍ّم است با حفظ این میراث ارزشمند، از هویت اسلامی و انسانی یک ملت آرمان‌گرا و اصیل پاسداری کرده‌ایم و غافل شدن از این رسالت تاریخی، بر باد دادن میراث عظیمی از حماسه و ایثار و جانبازی است که می‌تواند همچون مشعلی فروزان، فرا‌روی نسل آینده قرار گیرد و عبرت‌آموز باشد. ‏
البته از هیچ‌کس در عرصة "ادبیات دفاع مقدس" انتظار "شق‌القمر" نمی‌توان داشت. ولی این انتظار که هر یک از ما به ح‍ُکم تکلیف و در حد بضاعت و توانایی خویش، به قدمی و قلمی میدان‌دار این عرصه باشیم، انتظار بزرگی نیست، چرا که اولین شرط برای گام برداشتن در این راه، عشق و ارادت و خلوص است و قدم دو‍‌ّم "توکل" و سپردن کار به حضرت کریم:

در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن
شرط اول قدم آن است که مجنون باشی

3- ادبیات مقاومت و پایداری، ریشه در کربلا و عاشورا دارد

ادبیات مقاومت و پایداری، برآمده از جوهره و ذات فرهنگ شیعی است. در اسلام، حضرت اباعبدالله الحسین(ع)، نماد مقاومت و پایداری در مقابل ظلم و کفر و شرک و باطل است.
عاشورا و کربلا نیز ا‌ُسطوره‌ای است برای همة عصرها و نسلها.
بنابراین، ادبیات پایداری نیز، باید ریشه در کربلا و عاشورا داشته باشد. به همین خاطر معتقدم که اگر ما در تاریخ انقلاب اسلامی جنگی هم نداشتیم، باز هم شاعران با الهام از حماسة کربلا و جانبازی امام‌حسین(ع) و یارانش در روز عاشورا، همین‌گونه شعر می‌سرودند که در طول هشت سال دفاع مقدس و پس از آن سروده‌اند.‏
زیرا شاعر انقلاب، شاعری دردآگاه، رسالت‌مدار و آرمان‌گراست.
ادبیات انقلاب نیز، شجرة طیبه‌ای است که ریشه در آسمانها دارد. الهامی و "وحی‌گونه" است. حاصل سیر و سلوکی عارفانه و کشف و شهودی عاشقانه است. ادبیات پایداری نیز (که شاخه‌ای پربار از ادبیات انقلاب است) آیینة تجل‍ّی حقیقت و سرچشمة بصیرت است. شعر پایداری، شعری است با دو بال "عدالت و آزادی" و پاسدار کرامتهای انسانی است. شعر مقاومت و پایداری، محصول پیوند اندیشه و تفکر، با تصویر و تخیل است. ولی در بند تخیل نیست. زیباست، ولی زیبامدار نیست. شاعران پایداری، زیبایی را در خدمت تعهد می‌خواهند. از همین‌رو، حماسة "دفاع مقدس"، در سرعت بخشیدن به جریان حماسه‌سرایی و آرمان‌گرایی در ادبیات ما، نقش عظیمی داشته است، که غیرقابل انکار است.
البته عده‌ای "شعارزدگی" ادبیات دفاع مقدس را دستاویز و بهانه‌ای قرار داده‌اند که بر روی همة این آثار ادبی، خط بطلان بکشند، که البته این ح‍ُکم خالی از غرض نیست؛ چرا که شاعران ما در زمینة ادبیات دفاع مقدس، آثار ارزنده‌ای خلق کرده‌اند که در طول تاریخ ادبی ما، کم‌نظیر و گاهی نادر است. با این حال قضاوت در این مورد با آیندگان است و شاید الآن برای قضاوت، کمی زود باشد:

صافی دل چیست؟ از "تمیز" گذشتن
آینه با زشت و خوب کار ندارد

4- تأثیرپذیری ادبیات پایداری از شعر و ادبیات جهان

نمی‌توان بر این واقعیت چشم پوشید که ما در عصر انفجار اطلاعات، یا به تعبیری دیگر در عصر ارتباطات و رسانه‌‌ها زندگی می‌کنیم. عصر ماهواره، اینترنت، کامپیوتر، تکنولوژی و ... .زندگی در چنین عصری اقتضا می‌کند که ما با خودآگاهی کامل درصدد ایجاد یک تعامل فرهنگی سازنده با جهان باشیم تا بتوانیم ضمن بهره‌گیری از دستاوردهای فرهنگی سایر ملل، هویت اسلامی و انسانی خویش را نیز حفظ کنیم و اگر هم با جهان داد و ستدی داریم، این داد و ستد، به‌صورت متقابل و پایاپای باشد، تا در این معاملة فرهنگی، مغبون واقع نشویم.‏
از این منظر، بحث تأثیر‌پذیری ادبیات پایداری ایران از ادبیات جهان را در سه سرفصل می‌توانیم مورد بررسی قرار دهیم:
1ـ تأثیرپذیری از ادبیات نهضتهای آزادی‌بخش اسلامی: فلسطین، لبنان، سوریه، مصر، عراق، افغانستان و ...
2ـ تأثیرپذیری از ادبیات مقاومت آمریکای لاتین
3ـ تأثیرپذیری از ادبیات ترجمه
تأثیرپذیری شاعران ما از این سه جریان از دو زاویه قابل تأمل و بررسی است:
الف ـ تأثیرپذیری به اعتبار قرابت اعتقادی و ارزشی
ب ـ تأثیرپذیری فیزیکی و شکلی (ف‍رمی)‏
تأثیرپذیری شاعران ما از ادبیات نهضتهای آزادی‌بخش اسلامی و ادبیات آمریکای لاتین، حداقل از دو زاویة ارزشی و اعتقادی، یک تأثیرپذیری مثبت و سازنده است. ولی از نظر فیزیکی و شکلی قابل دفاع نیست، زیرا بر منطق روشنی
استوار نیست.‏

در حوزة تأثیرپذیری ارزشی و محتوایی، آوردن نمونه‌ای از ادبیات پایداری جهان خالی از لطف نیست. نمونة زیر اثری است از شاعر نام‌آور شیلیایی "پابلو نرودا" که در ستایش یک انقلابی مبارز سروده شده، با این توضیح که انقلابی مورد ستایش او می‌تواند متعلق به هر کشوری باشد:

من او را شناختم
سالها با او سر کردم
با ذات زرین و سنگی او
در پاراگوئه پدر و مادر خویش را ترک گفت
پسرانش، عموزاده‌‌هایش
نو دامادهایش
خانه‌اش، مرغانو کتابهای نیمه‌باز را
گزمگان گرفتندش
و آن‌قدر زدندش
تا خون بالا آورد
در سرزمین فرانسه
در دانمارک
در اسپانیا
در ایتالیا
(آیینه، ص 170)

بعد از مطالعة شعر بالا، جهت بررسی تطبیقی ادبیات پایداری ایران و جهان، به آوردن فرازی از یک شعر زنده‌یاد "تیمور ترنج" می‌پردازم. تأمل در این شعر میزان تأثیرپذیری شاعران ما را از ادبیات پایداری جهان تا حدودی نشان می‌دهد:

ایلچیان
شمشیرهای خون‌چکان را
صیقل می‌دهند
و یاسای چنگیزی را تکرار می‌کنند
در پستوی تاریک
دختران
مهتاب رخساره‌هایشان را در خسوفی تاریک
انکار می‌کنند
بر دروازه‌های خونین‌شهر
ایلچیان
سربداران را بر دار می‌کنند.
(خاک، خون، حماسه، تیمور ترنج‌، ص 32)
در این شعر، رگه‌هایی از تأثیرپذیری شکلی (ف‍ُرمی) از ادبیات ترجمه دیده می‌شود.
در مورد ادبیات ترجمه (ترجمة آزاد) من بر این باورم که اگر این کار با دقت نظر، حساسی‍ّت و وسواس لازم صورت نگیرد، آثار تخریبی آن بیشتر از آثار سازندة آن است. شاید باور نکنید که آثار بسیاری از سپیدسرایان جوان (به علت بیگانگی با گنجینة ادبیات هزار سالة پارسی ) رونوشتی مغشوش، آشفته و ضعیف از روی همین آثار ترجمه است. در واقع نوعی کلیشه‌برداری و گرته‌برداری از آثار ترجمة ادبیات است.‏
بسیاری از ترجمه‌هایی که این روزها در بعضی از مطبوعات به چاپ می‌رسد، ترجمه‌هایی بی‌هویت و ناقص‌الخلقه است. مترجمان جوان باید توجه داشته باشند که هر اثری ارزش ترجمه کردن را ندارد، برای ترجمه، باید دست به انتخاب زد و اولویت را به ترجمة آثار مشاهیر ادبیات جهان داد، نه هر اثر سست و ضعیفی.
بحث ترجمه در ادبیات، بحث بسیار حس‍ّاس و ظریفی است و بر خ‍ُبرگان و اهل فن تکلیف است که در این وادی خطرخیز، چراغ راه مترجمان جوان باشند.
دامنه شعر پایداری گسترده است
در ابتدا با اصطلاح شعر جنگ روبرو بودیم و کم‌کم ترکیباتی نظیر شعر مقاومت، شعر پایداری و ادبیات دفاع مقدس پدید آمد، و این یکسونگری باعث شده‌ است جریان‌های مختلف با حذف شعر شاعران جریان مخالف به ادبیات دفاع مقدس لطمه بزند و در این شرایط امکان بررسی همه جانبه و قضاوت منصفانه از مخاطب علاقه‌مند به شعر دفاع مقدس گرفته‌ است.
برای رسیدن به نگاهی علمی و دقیق باید زمینه‌های شکل‌گیری شعر دفاع مقدس شناسایی شوند و لازمه رسیدن به چنین نگاهی این است که دست از تقسیم‌بندی‌های رایج جناحی برداریم و فارغ از این مناسبات به شعر
بپردازیم.

بی‌اعتنایی بسیاری از شاعران که در شعر استخوان‌ خرد کرده بودند، باعث شد شاعران جوانی که به عنوان رزمنده به جبهه جنگ رفته بودند، خود دست به کار شوند.
امروز با فاصله‌گرفتن از سال‌های جنگ این فرصت فراهم شده که نگاهی دقیق‌تر به شعر دفاع مقدس داشته باشیم . ما الان از این تابلو فاصله گرفته‌ایم و می‌توانیم جزئیات و حقایق را بهتر ببینیم و بگوییم. الان می‌توانیم تلخی‌های جنگ را هم بگوییم.
بر خلاف بسیاری از افرادی که فکر می‌کنند ذکر این تلخی‌ها از قداست دفاع ما می‌کاهد، باید بدانیم که اتفاقا دفاع ما مقدس است، چرا که به رغم این همه تلخی و سختی به راه خود ادامه داد و تا رسیدن به هدف متوقف نشد.
مهم‌ترین نتیجه‌ای که می‌توان به آن رسید این است که آنچه مقدس است دفاع ماست و نه شعر دفاع مقدس، چرا که اگر بخواهیم به شعر دفاع مقدس هم قداست ببخشیم آن وقت نمی‌توانیم آن را نقد کنیم و آسیب‌هایش را بشناسیم و کمک کنیم که این نوع شعر با پویایی و تازگی و بی‌آنکه به دام کلیشه‌های رایج بیفتد، به راه خود ادامه دهد.

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم آبان 1391ساعت 11:48 AM  توسط محمد رضا اصغریان | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ

درباره وبلاگ
با سلام و عرض ادب خدمت شما سروران گرامی
از اینکه این وبلاگ را جهت بازدید انتخاب کرده اید از شما کمال تشکر را دارم . لطفا نظرات ، انتقادات و پیشنهادات خود را جهت هر چه بهتر شدن این وبلاگ در اختیار من بگذارید .
با تشکر

نوشته های پیشین
هفته سوم آبان 1391
هفته دوم آبان 1391
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM